پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱

بهر پا بستن دل زلف گره‌گیر دوتا

هست دیوانه یکی حلقه زنجیر دوتا

ترک چشمش چو نظر جانب ابرو افکند

واجب‌القتل یکی، دست به شمشیر دوتا

جز دو لعل لب و آن حلقه موهوم دهان

جمع نادیده کس عنقا یک و اکسیر دوتا

جان و دل برد بها، گندم خال تو عجب

جنس یک جنس در این کشور و تسعیر دوتا

من یکی خواستم او بوسه دو بخشید به من

ای عجب خواب یکی آمد و تعبیر دوتا

چرخم افسر، ز چه دور افکند از درگه دوست

گر نه تقدیر یکی آمد و تدبیر دوتا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳در دام گرفتند و شکستند پرم را
  2. شمارهٔ ۱۴به حریم کوی دلبر که برد پیام ما را
  3. شمارهٔ ۱۵هر آن مرغی که می‌بندند در گلزار بالش را
  4. شمارهٔ ۱۶بیا ساقی کرم کن جام می را
  5. شمارهٔ ۱۷در آن گلشن، که آرند از قفس بیرون هزارش را،
  6. شمارهٔ ۱۸گلی کز اشک خونین، باغبان داده است آبش را
  7. شمارهٔ ۱۹خوش آن بلبل که بگشایند در گلزار دامش را
  8. شمارهٔ ۲۰عشق برتافت چنان صبر و شکیبایی را
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.