پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲

ای مایه خرّمی جهان را

و ای راحت جان جهانیان را

از حسرت نوش لعلکانت

خون در جگر است لعل و کان را

گل بیند اگر خویت به عارض

بر فرق زند گلابدان را

پا بر سر انجم و قمر نه

منّت بگذار آسمان را

چشمند و بهمزن زمانه

زلفند و سیه کن جهان را

روزی به خیال آنکه گوئی

بندند به قتل من میان را

من خود بهزار شادمانی

بازم به ره تو نقد جان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴به حریم کوی دلبر که برد پیام ما را
  2. شمارهٔ ۱۵هر آن مرغی که می‌بندند در گلزار بالش را
  3. شمارهٔ ۱۶بیا ساقی کرم کن جام می را
  4. شمارهٔ ۱۷در آن گلشن، که آرند از قفس بیرون هزارش را،
  5. شمارهٔ ۱۸گلی کز اشک خونین، باغبان داده است آبش را
  6. شمارهٔ ۱۹خوش آن بلبل که بگشایند در گلزار دامش را
  7. شمارهٔ ۲۰عشق برتافت چنان صبر و شکیبایی را
  8. شمارهٔ ۲۱بگو صیاد ما، در دام ریزد دانه ما را
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.