پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶

بیا ساقی کرم کن جام می را

معطر کن مشام جان کی را

به نام ایزد، گلی دارم که هرگز،

نبیند آفت تاراج دی را

ز رمز عاشقی یک حرف گفتند

شرر در بند بند افتاد نی را

که سوی منزل لیلی برد پی،

اگر مجنون نپوید راه حی را

بر آن بلبل بباید زار بگریست،

که گل نشنیده باشد بانگ وی را

گر آن دلدار افسر عهد بشکست

تو مشکن تا توانی عهد وی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸گلی کز اشک خونین، باغبان داده است آبش را
  2. شمارهٔ ۱۹خوش آن بلبل که بگشایند در گلزار دامش را
  3. شمارهٔ ۲۰عشق برتافت چنان صبر و شکیبایی را
  4. شمارهٔ ۲۱بگو صیاد ما، در دام ریزد دانه ما را
  5. شمارهٔ ۲۲بر قتل من خسته، اگر بسته میان را
  6. شمارهٔ ۲۳جز ماه من که هشته به تارک کلاه را
  7. شمارهٔ ۲۴تا گریزد طرب از کلبه ویرانه ما،
  8. شمارهٔ ۲۵ای کرده بنا چشم تو عاشق فکنی را
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.