پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴

تا گریزد طرب از کلبه ویرانه ما،

آسمان سنگ غم افکنده به پیمانه ما

بس که از دیده و دل، گشت روان آتش و آب،

رود جیحون شد و آتشکده کاشانه ما

مگرش خاصیت لعل مسیحاست، که باز،

مرده را زنده کند نغمه مستانه ما

آنقدر دور ز آبادی عقل است که هیچ،

دل دیوانه نداند ره ویرانه ما

سبحه زنّار کند افسر، از آن رو که به دیر،

رهن یک جرعه بود سبحه صد دانه ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶زلفا، تو کانهمه شکن و تار داریا
  2. شمارهٔ ۲۷ای سایه سعادت و ای مایه شکیب
  3. شمارهٔ ۲۸ای آفتاب از مه رویت در التهاب
  4. شمارهٔ ۲۹ای که به کوی مهوشان بار فتاده در گلت
  5. شمارهٔ ۳۰ای که نرسته در چمن سرو به دلربائیت
  6. شمارهٔ ۳۱ای قامت دلجوی تو، آشوب قیامت
  7. شمارهٔ ۳۲آن کو به تو بخشید چنین لطف و صباحت
  8. شمارهٔ ۳۳غم نیست گر نه ما را دور فلک به کام است
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.