پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲

ای لب لعل تو روح بخش مسیحا

وی به روان بخشی از مسیح معلاّ

زهر به جام ار کنی، تو با همه تلخی

خوب تر آید مرا ز شهد مصفا

خاک تو بر فرق، به که تاج به تارک

سر به سرای تو، به که پا به ثریا

مهر به من بنگرد به دیده حسرت

گر به تو باشد مرا نگاه چو حربا

رنج تو بر جان ما کم است و محقر

درد تو بر جان ما خوش است و مهنا

صبح وصال تو، بامداد همایون

روز فراق تو، شام تیره یلدا

از تو منور چراغ معنی هستی

وز تو مصوّر وجود صورت اشیا

دامن جاهت ز شرح و وصف منزه

پایه ذاتت ز چون و چند مبرّا

افسر و مدحت، زهی بزرگ جسارت

پشه و آنگاه، لاف عرصه عنقا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴برخیز و بزدای از دلم، ساقی غم ایام را
  2. شمارهٔ ۵در پیرهن ای ماه نهفتی بدنی را
  3. شمارهٔ ۶ای که داری هوس لعل لب جانان را
  4. شمارهٔ ۷به غم دوست فکندیم دل خرّم را
  5. شمارهٔ ۸در بزم چمان آمده سرو چمن ما
  6. شمارهٔ ۹از دیده چکد قطره خون جگر ما
  7. شمارهٔ ۱۰بر فرق کوه اگر بزنم برق آه را
  8. شمارهٔ ۱۱بهر پا بستن دل زلف گره‌گیر دوتا
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.