پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۶

ای که داری هوس لعل لب جانان را

تا لبش را به لب آری، به لب آری جان را

زهر پیماید اگر خواهم از او آب حیات

درد افزاید اگر خواهم از او درمان را

دل ویران من آباد شد از دست غمش

خواجه تعمیر کند خانقه ویران را

حسن را طرفه غروری است، که پور یعقوب،

داد رجحان به زلیخا، ستم زندان را

دل ما را مشکن ای صنم سنگین دل

شیشه دانی تو که پهلو نزند سندان را

دل اگر منزل دلبر نبود، دل نبود

گو مپرور به درون جلوه گه شیطان را

چه توان کرد، که آن خسرو پیمان شکنان،

شکند طرّه، که این سان شکنم پیمان را

افسر ار سجده به دربار وی آرد شاید

می‌برد سجده گدا بارگه سلطان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸در بزم چمان آمده سرو چمن ما
  2. شمارهٔ ۹از دیده چکد قطره خون جگر ما
  3. شمارهٔ ۱۰بر فرق کوه اگر بزنم برق آه را
  4. شمارهٔ ۱۱بهر پا بستن دل زلف گره‌گیر دوتا
  5. شمارهٔ ۱۲ای مایه خرّمی جهان را
  6. شمارهٔ ۱۳در دام گرفتند و شکستند پرم را
  7. شمارهٔ ۱۴به حریم کوی دلبر که برد پیام ما را
  8. شمارهٔ ۱۵هر آن مرغی که می‌بندند در گلزار بالش را
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.