پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱

ای صورت تو معنی والشمس والضحی

مرآت حق نما، تویی از مظهر خدا

جلوات مظهر تو چو خورشید منکشف

آیات جلوه تو ز هر ذره برملا

نزدیک تر ز من، به منی ای ز من بری

یا من بدا جمالک فی کل ما بدا

بس کارزوی روی تو داریم ما و تو،

از کثرت ظهور نهانی ز دیده‌ها

درد تو بهتر است ز درمان هر طبیب

مهر تو خوش تر است ز آمال هر هوا

بر افسر ضعیف،‌ نگاهی ز مرحمت

کو سر بسر مس است و نگاه تو کیمیا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳بیا که بی تو، مرا روزگار شد، یارا
  2. شمارهٔ ۴برخیز و بزدای از دلم، ساقی غم ایام را
  3. شمارهٔ ۵در پیرهن ای ماه نهفتی بدنی را
  4. شمارهٔ ۶ای که داری هوس لعل لب جانان را
  5. شمارهٔ ۷به غم دوست فکندیم دل خرّم را
  6. شمارهٔ ۸در بزم چمان آمده سرو چمن ما
  7. شمارهٔ ۹از دیده چکد قطره خون جگر ما
  8. شمارهٔ ۱۰بر فرق کوه اگر بزنم برق آه را
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.