پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی

افسر کرمانی

غزلیات

۲۰۱ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ خلاف تلخ‌کامی‌های دیرین
  2. شمارهٔ ۱۸۲ گر آن دو زلف عنبرین به رخ شود نقاب تو
  3. شمارهٔ ۱۸۳ بهار آمد و در باغ، لاله شد چو پیاله
  4. شمارهٔ ۱۸۴ خم ابروی تو، هم کعبه و هم میخانه
  5. شمارهٔ ۱۸۵ یار ما، برماه از عنبر نقاب انداخته
  6. شمارهٔ ۱۸۶ مرا امروز کاخ از بوستان به
  7. شمارهٔ ۱۸۷ خوش‌تر است از دولت دنیا و عقبی وصل یاری
  8. شمارهٔ ۱۸۸ شود آیا که ز ما حرف وفا گوش کنی
  9. شمارهٔ ۱۸۹ دلم به یک نظر آمد اسیر چشم سیاهی
  10. شمارهٔ ۱۹۰ صبا، به جانان اگر توانی،
  11. شمارهٔ ۱۹۱ ای که اندر زلف مشکین پیچ و تاب انداختی
  12. شمارهٔ ۱۹۲ هوای حلقه دامی، مرا نشاند به بامی
  13. شمارهٔ ۱۹۳ داری ز چمن گر هوس حلقه دامی
  14. شمارهٔ ۱۹۴ چه خوش باشد شبی در سرزمینی،
  15. شمارهٔ ۱۹۵ هرجا که تو بنشینی، صد فتنه برانگیزی
  16. شمارهٔ ۱۹۶ عیب جنونِ من مکن ای که ندیده‌ای پری
  17. شمارهٔ ۱۹۷ ای که از قامت و رخ، حسرت سرو و قمری
  18. شمارهٔ ۱۹۸ ای سرو چه، ای ماه که، ای شوخ کدامی؟
  19. شمارهٔ ۱۹۹ گفتم قرین به روحی و با جان مقابلی
  20. شمارهٔ ۲۰۰ نه در شرار رخ افکنده ای ز خال سپندی
  21. شمارهٔ ۲۰۱ آیا بُوَد که روزی از دوستان بشیری

متن اشعار به نقل از گنجور.