پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۱

خلاف تلخ‌کامی‌های دیرین

بیا، بوسی بده ای جانِ شیرین

کرم کن، تا بیفزاید به دولت

تو شاه حسن و من درویش مسکین

زنخدانی که دارد، بارک الله

ندارد این لطافت سیب سیمن

کجا عنبر، چون آن زلف شبه گون

کجا مرجان، چو آن لعل می آگین

ملک باشد لطیف، اما نه چندان

پری باشد نکو، اما نه چندین

به شعر افسر و زیبایی او،

ملک‌ها، در فلک‌ها، برده تحسین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۳بهار آمد و در باغ، لاله شد چو پیاله
  2. شمارهٔ ۱۸۴خم ابروی تو، هم کعبه و هم میخانه
  3. شمارهٔ ۱۸۵یار ما، برماه از عنبر نقاب انداخته
  4. شمارهٔ ۱۸۶مرا امروز کاخ از بوستان به
  5. شمارهٔ ۱۸۷خوش‌تر است از دولت دنیا و عقبی وصل یاری
  6. شمارهٔ ۱۸۸شود آیا که ز ما حرف وفا گوش کنی
  7. شمارهٔ ۱۸۹دلم به یک نظر آمد اسیر چشم سیاهی
  8. شمارهٔ ۱۹۰صبا، به جانان اگر توانی،
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.