پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۳

بهار آمد و در باغ، لاله شد چو پیاله

خوش است در کف ساقی، پیاله غیرت لاله

تو نیز می به قدح ریز و خوی به لاله عارض

کنون که ابر به رخسار لاله، ریخته ژاله

فروخت گل، رخ و افروخت، سرو قامت موزون

هزار زمزمه سنج آمد و تذرو به ناله

تو نیز سرو برافراز و باغ چهره برافروز

که صد هزار تذروت شوند عاشق و واله

کنم ز اشک پیاپی دُرو عقیق تصدق

مبادا آن که برآید به گرد ماه تو هاله

صحیفه رخ دلدار را ببین و چو افسر،

به رغم واعظ ناصح بسوز جمله رساله

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۵یار ما، برماه از عنبر نقاب انداخته
  2. شمارهٔ ۱۸۶مرا امروز کاخ از بوستان به
  3. شمارهٔ ۱۸۷خوش‌تر است از دولت دنیا و عقبی وصل یاری
  4. شمارهٔ ۱۸۸شود آیا که ز ما حرف وفا گوش کنی
  5. شمارهٔ ۱۸۹دلم به یک نظر آمد اسیر چشم سیاهی
  6. شمارهٔ ۱۹۰صبا، به جانان اگر توانی،
  7. شمارهٔ ۱۹۱ای که اندر زلف مشکین پیچ و تاب انداختی
  8. شمارهٔ ۱۹۲هوای حلقه دامی، مرا نشاند به بامی
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.