پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۰

نه در شرار رخ افکنده ای ز خال سپندی

که زآن سپند شراری به جان خلق فکندی

ز طرّه رشته و بندم، منه بپای که اینک

خود آمدم به کمندت، چه جای رشته و بندی

بتا، ز عارض نیکو، ادیب ماه تمامی

مها، ز قامت دلجو، فریب سرو بلندی

ندیده سرو بروید کسی، ز خانه زینی

ندیده ماه برآید کسی به پشت سمندی

نه ماه را به رخ از ابروان کشیده کمانی

نه سرو را ببر از گیسوان گشاده کمندی

ندانمت ز چه جنسی، نه از قبیله انسی

پری عیان نشنیدم، مگر تو پرده فکندی

دمی برافسر غمگین نظر فکن به عنایت

همی بقصد دل وی، پذیره تا کی و چندی

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.