پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی

افسر کرمانی

غزلیات

۲۰۱ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ آتش زنم ز عشق گر این سان به جان خویش
  2. شمارهٔ ۱۲۲ روز هنگامه شه ما، صف مژگان سپهش
  3. شمارهٔ ۱۲۳ هرکه نبود گل نورسته به گلشن چو منش
  4. شمارهٔ ۱۲۴ آن که حیرانیم افزود ز پا تا به سرش
  5. شمارهٔ ۱۲۵ آن که در دیده بینای من آمد جایش
  6. شمارهٔ ۱۲۶ بنازم خاک اقلیم سلیمان را که هر مورش،
  7. شمارهٔ ۱۲۷ دارم هوای آن که روم در دیار خویش
  8. شمارهٔ ۱۲۸ آتش زنم ز عشق گر این سان به جان خویش
  9. شمارهٔ ۱۲۹ آیم از دیر مغان سرخوش و مست و مدهوش
  10. شمارهٔ ۱۳۰ چشمه حیوان بر ارباب هوش
  11. شمارهٔ ۱۳۱ بر دوش فکند زلف را دوش
  12. شمارهٔ ۱۳۲ دوش دیدم بر در میخانه پیر می‌فروش
  13. شمارهٔ ۱۳۳ خوشا سودای عشق و روزگارش
  14. شمارهٔ ۱۳۴ ای که تو را ز شام مو، روی دمیده چون فلق
  15. شمارهٔ ۱۳۵ ای ماه پریچهر مطبوع خصایل
  16. شمارهٔ ۱۳۶ ماه من، ای بدر آفتاب شمایل
  17. شمارهٔ ۱۳۷ ای که در فکر مهندس، دهنت سرّ محال
  18. شمارهٔ ۱۳۸ تیری که زد به دشمن، ما را نشست بر دل
  19. شمارهٔ ۱۳۹ مرحبا ای برید باد شمال
  20. شمارهٔ ۱۴۰ حالت چشم تو و قصه بیماری دل
  21. شمارهٔ ۱۴۱ که می‌گوید که من دلبر ندارم
  22. شمارهٔ ۱۴۲ من که سودا زده روی توام
  23. شمارهٔ ۱۴۳ ای که بی کام لبت یک نفس آرام ندارم
  24. شمارهٔ ۱۴۴ یاد آن شب‌ها که در زلف تو ماهی داشتیم
  25. شمارهٔ ۱۴۵ یاد ایامی که در کوی تو کاری داشتیم
  26. شمارهٔ ۱۴۶ چو ماه روی تو را در خیال می نگرم
  27. شمارهٔ ۱۴۷ چو یاد خوی تو آید در آتش سخنم
  28. شمارهٔ ۱۴۸ وقت آن است که از خانه به میخانه روم
  29. شمارهٔ ۱۴۹ عاشق و رند و میخواره من از عهد قدیم
  30. شمارهٔ ۱۵۰ تا به دامان تو من دست تولا زده‌ام
  31. شمارهٔ ۱۵۱ غیر آن زلف پر از سلسله زنجیر ندارم
  32. شمارهٔ ۱۵۲ تذرو باغ توام، دل به شاخ سرو که بندم
  33. شمارهٔ ۱۵۳ به ترک ساقی و صهبا، هزار توبه ببستم
  34. شمارهٔ ۱۵۴ برق عشقت را، چنان در استخوان آورده‌ام
  35. شمارهٔ ۱۵۵ بسکه لعل و گهر دیده به دامن دارم
  36. شمارهٔ ۱۵۶ من دیوانه، که در حلقه عشاق توام
  37. شمارهٔ ۱۵۷ با تو صنوبر خرام، کرده قیامت قیام
  38. شمارهٔ ۱۵۸ قدح را در کف ساقی، ز حسرت خون جگر کردم
  39. شمارهٔ ۱۵۹ از نوا کم نکنم، تا نکند آزادم
  40. شمارهٔ ۱۶۰ ما که از صهبای جام عشق تو مستیم
  41. شمارهٔ ۱۶۱ عیبم مکن امروز که دستار ندارم
  42. شمارهٔ ۱۶۲ ای چشمه خورشید تو، آسایش جانم
  43. شمارهٔ ۱۶۳ تا به روی تو شد دیده بازم
  44. شمارهٔ ۱۶۴ تا عشق را قدم بسرکو نهاده ایم
  45. شمارهٔ ۱۶۵ چه حاجتم بود از جام باده من که مدامم
  46. شمارهٔ ۱۶۶ ای صبا از ره یاری سوی یارم گذری کن
  47. شمارهٔ ۱۶۷ دوش از درم درآمد، آن سرو سیمتن
  48. شمارهٔ ۱۶۸ تا چند جفا باما‌، یک ره ز وفا دم زن
  49. شمارهٔ ۱۶۹ تا چند سخن از عقل، از عشق دلا دم زن
  50. شمارهٔ ۱۷۰ اگر سری است با گلت، به عارض نگار بین
  51. شمارهٔ ۱۷۱ زآن قد چون صنوبر و زآن روی چون سمن،
  52. شمارهٔ ۱۷۲ ای بوستان لاله رویت بهار من
  53. شمارهٔ ۱۷۳ ای ذره های کوی تو خورشید منظران
  54. شمارهٔ ۱۷۴ باورم نیست که باشد چمنی بهتر از این
  55. شمارهٔ ۱۷۵ خوب دیدیم و نباشد نظری بهتر از این
  56. شمارهٔ ۱۷۶ بشکست سنگ محنت عشق تو نام من
  57. شمارهٔ ۱۷۷ گیسو به رخ بیفکن و مه را نقاب کن
  58. شمارهٔ ۱۷۸ ای صنم نازنین، ناز تو بر جان من
  59. شمارهٔ ۱۷۹ بیا، تصرف در صنعت سکندر کن
  60. شمارهٔ ۱۸۰ بوسی به من از آن لب و رخسار عطا کن

متن اشعار به نقل از گنجور.