پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۳

ای ذره های کوی تو خورشید منظران

با طرّه تو جان و دل خلق توامان

صد بار بیش سوخته دلهای چون کباب

تا داده آب چشمه تیغت به تشنگان

خورشید کی به ذره حسن تو می رسد

کی پر زند به عرصه سیمرغ ماکیان

آن زلف حلقه حلقه، به رخساره ات نقاب

یا ضیمران به نسترنت هست سایه بان

کردیم وصف ماه، که آیینه دار توست

ای آفتاب روی به از مهر آسمان

از فتنه های چشم تو، ای ترک جنگجوی

آورده ام به خطه ی دارالامان، امان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۵خوب دیدیم و نباشد نظری بهتر از این
  2. شمارهٔ ۱۷۶بشکست سنگ محنت عشق تو نام من
  3. شمارهٔ ۱۷۷گیسو به رخ بیفکن و مه را نقاب کن
  4. شمارهٔ ۱۷۸ای صنم نازنین، ناز تو بر جان من
  5. شمارهٔ ۱۷۹بیا، تصرف در صنعت سکندر کن
  6. شمارهٔ ۱۸۰بوسی به من از آن لب و رخسار عطا کن
  7. شمارهٔ ۱۸۱خلاف تلخ‌کامی‌های دیرین
  8. شمارهٔ ۱۸۲گر آن دو زلف عنبرین به رخ شود نقاب تو
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.