پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۵

خوب دیدیم و نباشد نظری بهتر از این

پدری نیست که آرد پسری بهتر از این

گرچه من میوه فرو ریزم و او سنگ زند

نیست بر نخل وجودم ثمری بهتر از این

سوزد ار بال و پرم، زآتش هجرش شادم

در گلستان نزدم، بال و پری بهتر از این

دل دیوانه که سر در قدم عشق تو بست

نیست در ملک جنون، تاجوری بهتر از این

هیچ دانی که چرا پیش تو سوزم، چون شمع

طاقتم نیست که سوزد دگری بهتر از این

روی بنما، ز پس زلف شبه گون که مرا،

در شب تیره نباشد قمری بهتر از این

زر رخساره افسر نگر و سیم سرشک

که گدا را نبود سیم و زری بهتر از این

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۷گیسو به رخ بیفکن و مه را نقاب کن
  2. شمارهٔ ۱۷۸ای صنم نازنین، ناز تو بر جان من
  3. شمارهٔ ۱۷۹بیا، تصرف در صنعت سکندر کن
  4. شمارهٔ ۱۸۰بوسی به من از آن لب و رخسار عطا کن
  5. شمارهٔ ۱۸۱خلاف تلخ‌کامی‌های دیرین
  6. شمارهٔ ۱۸۲گر آن دو زلف عنبرین به رخ شود نقاب تو
  7. شمارهٔ ۱۸۳بهار آمد و در باغ، لاله شد چو پیاله
  8. شمارهٔ ۱۸۴خم ابروی تو، هم کعبه و هم میخانه
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.