پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۹

مرحبا ای برید باد شمال

که به ما می دهی نوید وصال

چند گویی که خون عاشق مست

شد به فتوای شیخ شهر حلال

عاشق و رند و بی خود و مستم

گر مرا می کشی تعال، تعال

با شراب مروّق لعلت

جامم از خون دیده مالامال

گر مرا می کشی به عشوه بکش

که همین جا است جای غنج و دلال

چون تو نقشی دگر نخواهد زد

قلم صنع قادر متعال

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۱که می‌گوید که من دلبر ندارم
  2. شمارهٔ ۱۴۲من که سودا زده روی توام
  3. شمارهٔ ۱۴۳ای که بی کام لبت یک نفس آرام ندارم
  4. شمارهٔ ۱۴۴یاد آن شب‌ها که در زلف تو ماهی داشتیم
  5. شمارهٔ ۱۴۵یاد ایامی که در کوی تو کاری داشتیم
  6. شمارهٔ ۱۴۶چو ماه روی تو را در خیال می نگرم
  7. شمارهٔ ۱۴۷چو یاد خوی تو آید در آتش سخنم
  8. شمارهٔ ۱۴۸وقت آن است که از خانه به میخانه روم
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.