پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۴

تا عشق را قدم بسرکو نهاده ایم

از کوی عافیت قدم آن سو نهاده ایم

آرام و تاب در پر عنقا سپرده ایم

صبر و سکون به سایه آهو نهاده ایم

پابست زلف سلسله مویی شدیم ما

واینک بپای سلسله ز آن مو نهاده ایم

گامی نرفته ایم نکو در تمام عمر

این گام اول است که نیکو نهاده ایم

بر یاد دوست، شب همه شب تا سحرگهان

شیدا صفت بنای هیاهو نهاده ایم

هر شب در آرزوی دو مرجان لعل او

بر کهربا، دو رشته لؤلؤ نهاده ایم

با نقد مهر دوست که چون زر خالص است

ما سنگ ناقصی به ترازو نهاده ایم

ما بلبلان نغمه سرا، مهر خاموشی

بر لب از آن دو لعل سخنگو نهاده ایم

بگذر شبی به کلبه عشاق و از غمش

سرها ببین که بر سر زانو نهاده ایم

با داغ او خوشیم که آخر بیادگار

نقشی به دل از آن رخ دلجو نهاده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۶ای صبا از ره یاری سوی یارم گذری کن
  2. شمارهٔ ۱۶۷دوش از درم درآمد، آن سرو سیمتن
  3. شمارهٔ ۱۶۸تا چند جفا باما‌، یک ره ز وفا دم زن
  4. شمارهٔ ۱۶۹تا چند سخن از عقل، از عشق دلا دم زن
  5. شمارهٔ ۱۷۰اگر سری است با گلت، به عارض نگار بین
  6. شمارهٔ ۱۷۱زآن قد چون صنوبر و زآن روی چون سمن،
  7. شمارهٔ ۱۷۲ای بوستان لاله رویت بهار من
  8. شمارهٔ ۱۷۳ای ذره های کوی تو خورشید منظران
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.