پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۱

بر دوش فکند زلف را دوش

خورشید ز شام شد زره پوش

زلفش چو شبان تار عشاق

در ماتم بخت ما سیه پوش

هنگامه صبح رستخیز است

آن شام، که گیرمش در آغوش

ما یاد تو می کنیم دایم،

ما را تو چرا کنی فراموش؟

از بهر خدا چگونه باشد،

با ناله ما، لب تو خاموش؟

از لعل لبان شکر فروشی

از ابروی خویش سرکه مفروش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۳خوشا سودای عشق و روزگارش
  2. شمارهٔ ۱۳۴ای که تو را ز شام مو، روی دمیده چون فلق
  3. شمارهٔ ۱۳۵ای ماه پریچهر مطبوع خصایل
  4. شمارهٔ ۱۳۶ماه من، ای بدر آفتاب شمایل
  5. شمارهٔ ۱۳۷ای که در فکر مهندس، دهنت سرّ محال
  6. شمارهٔ ۱۳۸تیری که زد به دشمن، ما را نشست بر دل
  7. شمارهٔ ۱۳۹مرحبا ای برید باد شمال
  8. شمارهٔ ۱۴۰حالت چشم تو و قصه بیماری دل
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.