پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۶

ماه من، ای بدر آفتاب شمایل

شاه من، ای خسرو خجسته خصایل

دیده ترسا به هیچ دیر و کلیسا

چون تو ندیده بتی بدیع شمایل

فتنه چشمت بلای جان بزرگان

رشته زلفت بقای عمر قبایل

ابرو و چشمت قرین هم به چه ماند؟

ترک سیاهی که تیغ کرده حمایل

عفو تو بر جرم خود شفیع نمودم

بهتر از اینم دگر کدام وسایل

پاره کنم پیرهن که هیچ نگنجد

جز بدن اندر میان ما و تو حایل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸تیری که زد به دشمن، ما را نشست بر دل
  2. شمارهٔ ۱۳۹مرحبا ای برید باد شمال
  3. شمارهٔ ۱۴۰حالت چشم تو و قصه بیماری دل
  4. شمارهٔ ۱۴۱که می‌گوید که من دلبر ندارم
  5. شمارهٔ ۱۴۲من که سودا زده روی توام
  6. شمارهٔ ۱۴۳ای که بی کام لبت یک نفس آرام ندارم
  7. شمارهٔ ۱۴۴یاد آن شب‌ها که در زلف تو ماهی داشتیم
  8. شمارهٔ ۱۴۵یاد ایامی که در کوی تو کاری داشتیم
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.