پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹

آیم از دیر مغان سرخوش و مست و مدهوش

حلقه بندگی پیر مغانم در گوش

یک زمان مطرب ما نغمه سراید که برقص

یک طرف ساقی ما باده بریزد که بنوش

تا چرا داده به من لعل مروّق ساقی

چون خم باده حریفان همه در جوش و خروش

نشوم مست و خراب از می ناب ای ساقی

تا حریفان نکشندم چو سبو دوش به دوش

خوش تر آن است که بر باد دهیمش چو غبار،

سر ما گر نشود خشت خم باده فروش

تا چه حکم آیدم از درگه دیوان قضا،

چشم بر ساقیم و گوش به الهام سروش

شد بهار و به فغان آمده مرغان چمن،

غفلت است آن که در این فصل نشینی خاموش

عاشق آن است که بی خود کندش نغمه عشق

نه که از زمزمه مرغ سحرگه مدهوش

ساقی مجلس اگر باده از آن دست دهد

افسرا، جان و دل خویش به جامی بفروش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۱بر دوش فکند زلف را دوش
  2. شمارهٔ ۱۳۲دوش دیدم بر در میخانه پیر می‌فروش
  3. شمارهٔ ۱۳۳خوشا سودای عشق و روزگارش
  4. شمارهٔ ۱۳۴ای که تو را ز شام مو، روی دمیده چون فلق
  5. شمارهٔ ۱۳۵ای ماه پریچهر مطبوع خصایل
  6. شمارهٔ ۱۳۶ماه من، ای بدر آفتاب شمایل
  7. شمارهٔ ۱۳۷ای که در فکر مهندس، دهنت سرّ محال
  8. شمارهٔ ۱۳۸تیری که زد به دشمن، ما را نشست بر دل
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.