پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۳

وقت شد کاسکندر گل لشکر آرایی کند

لشکر گل را خدیو باغ دارایی کند

باغ را دست صبا، عنبر نهد در آستین

راغ را جیب هوا، مشکین ز بویایی کند

خفتگان بوستان را باد بیداری دهد

تشنگان گلستان را، ابر سقایی کند

غنچه از میزان یاقوتی زر لعلی کشد

لاله از مکیال لعلی، سیم پیمایی کند

از نسیم کاکل گل صبح مشک افشان شود

زلف سنبل از شمیم شب سمن سایی کند

دست لاله موسی آسا، آتش طور آورد

طفل سوسن عیسی آیین میل گویایی کند

نرگس اندر مسند رز، بزم شاهی گسترد

غنچه بر فرش زمرّد باده پیمایی کند

ابر گوهربار گردد، باد عنبربو شود

خاک نسرین خیز آید، گل سمن سایی کند

آفتاب غنچه سر از مشرق گلبن زند

نرگس آن خورشید را چون ذره حربائی کند

گل کند در دامن گلچین به جان عندلیب،

آنچه با دلدادگان دلدار هر جایی کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵خوبان که در آیینه رخ خود نگرانند
  2. شمارهٔ ۹۶مرا ز دست تو دانی،‌ چها بسر گذرد
  3. شمارهٔ ۹۷شبی به شوخیم، آن ترک سیمتن بکشد
  4. شمارهٔ ۹۸از جان بگسل، صحبت جانانه به دست آر
  5. شمارهٔ ۹۹تهی شد کاسه از می، کیسه از زر
  6. شمارهٔ ۱۰۰ما را، ز دل، اندر غم دلبر، گله بسیار
  7. شمارهٔ ۱۰۱نظاره کردی بر کشتنم، نظاره دیگر
  8. شمارهٔ ۱۰۲کیست آن سرو صنوبر قد طوبی رفتار
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.