پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴

ماه من از شرم بر خورشید اختر پرورد

سرو من بر رخ ز مشکین طرّه عنبر پرورد

قد برافرازد به بزم، آنگه برافروزد جمال

ماه نخشب را فراز سرو کشمر پرورد

آن دو زلف عنبرین پرورده رخسار اوست

لاله حمرا چه نیکو سنبل تر پرورد

این همه سروی که پرورده است چون قدش نبود

باغبان گر راست گوید سرو دیگر پرورد

جان ما را می تواند پرورد از بوسه ای

آن که اندر جنتِ رخ آب کوثر پرورد

ای که گفتی جز صدف گوهر نپرورده است هیچ

ماه من در حقه یاقوت گوهر پرورد

پیکر من زرد گشت از آتش رخسار او

نیست عیب آفتاب ار معدن زر پرورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶مرا ز دست تو دانی،‌ چها بسر گذرد
  2. شمارهٔ ۹۷شبی به شوخیم، آن ترک سیمتن بکشد
  3. شمارهٔ ۹۸از جان بگسل، صحبت جانانه به دست آر
  4. شمارهٔ ۹۹تهی شد کاسه از می، کیسه از زر
  5. شمارهٔ ۱۰۰ما را، ز دل، اندر غم دلبر، گله بسیار
  6. شمارهٔ ۱۰۱نظاره کردی بر کشتنم، نظاره دیگر
  7. شمارهٔ ۱۰۲کیست آن سرو صنوبر قد طوبی رفتار
  8. شمارهٔ ۱۰۳ای ز شرم عارضت در کاستن جرم قمر
همه‌ی غزلیات ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.