پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی

جویای تبریزی

غزلیات

۱,۰۹۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۲۴۱ از رفتنش به خاک چمن تا کمر نشست
  2. شمارهٔ ۲۴۲ غافل از حق گر باو شد جام می هشیار نیست
  3. شمارهٔ ۲۴۳ مانده در جهل مرکب آنکه لوحش ساده است
  4. شمارهٔ ۲۴۴ هست آنچه از زبان تو بیگانه نام ماست
  5. شمارهٔ ۲۴۵ نه همین نرگس زچشم می پرستش جام یافت
  6. شمارهٔ ۲۴۶ جان چیست؟ عمر من که نیارم از آن گذشت
  7. شمارهٔ ۲۴۷ همتم کم نتواند برداشت
  8. شمارهٔ ۲۴۸ گلشن در این بهار نه تنها شکفته است
  9. شمارهٔ ۲۴۹ گرنه اشک از دیده در هجران یار افتاده است
  10. شمارهٔ ۲۵۰ قبای پاره نصیبش زچرخ مینایی است
  11. شمارهٔ ۲۵۱ شد شباب و جسم غم فرسوده با ما مانده است
  12. شمارهٔ ۲۵۲ سرتاسر آفاق به فرمان خط اوست
  13. شمارهٔ ۲۵۳ دور از تو هر لبی که می ناب خورده است
  14. شمارهٔ ۲۵۴ دل به غیر از باده زار و ناتوان افتاده است
  15. شمارهٔ ۲۵۵ چشمت که ز خون ما شرابی است
  16. شمارهٔ ۲۵۶ همین نه لاله به داغ تو ای سمنبر سوخت
  17. شمارهٔ ۲۵۷ همین نه لعل ترا معجز دم عیساست
  18. شمارهٔ ۲۵۸ در تماشای رخت تاب و توان از ما نیست
  19. شمارهٔ ۲۵۹ هر غنچه به گلشن دل مأیوس بهار است
  20. شمارهٔ ۲۶۰ باز در جیب و کنارم همه خون ریخته است
  21. شمارهٔ ۲۶۱ تا تو رفتی صحن گلشن کشت آفت دیده است
  22. شمارهٔ ۲۶۲ کوکب به فلک زآتش پنهان که جسته است؟
  23. شمارهٔ ۲۶۳ چسبیده به هم گرچه لب از شهد نکاتت
  24. شمارهٔ ۲۶۴ چه دور گر به زبان تو دل موافق نیست
  25. شمارهٔ ۲۶۵ سوختن شمع شبستان زمن آموخته است
  26. شمارهٔ ۲۶۶ به چشم اهل دل آن اشک اعتبار نداشت
  27. شمارهٔ ۲۶۷ زان لب که نوشداروی جانهای خسته است
  28. شمارهٔ ۲۶۸ اشک حسرت روشنی افزای چشم تر بس است
  29. شمارهٔ ۲۶۹ از روی نو خط تو دل زار من شکفت
  30. شمارهٔ ۲۷۰ تنها نه قلب دل نگه او شکسته است
  31. شمارهٔ ۲۷۱ پیوسته ذوق باده چو خون در دل من است
  32. شمارهٔ ۲۷۲ درویشیم به حشمت دارا برابر است
  33. شمارهٔ ۲۷۳ دل افروخته را آفت افسردن نیست
  34. شمارهٔ ۲۷۴ این ماه چارده که ترا در برابر است
  35. شمارهٔ ۲۷۵ رهزن دین و دلم آن نرگس جادو بس است
  36. شمارهٔ ۲۷۶ هر که او با قامت خم گشته غافل خفته است
  37. شمارهٔ ۲۷۷ کوکب بخت سیه روزان مدام افسرده است
  38. شمارهٔ ۲۷۸ لعلت مرا به کام دل آب حیات ریخت
  39. شمارهٔ ۲۷۹ تا نقاب از عارض آن سرو چمن پیرا گرفت
  40. شمارهٔ ۲۸۰ خامشی با وضع شوخ آن صنم پیوسته است
  41. شمارهٔ ۲۸۱ صبحدم خار چمن دامان آن دلجو گرفت
  42. شمارهٔ ۲۸۲ هیچگه بی پیچ و تاب این جسم غم فرسوده نیست
  43. شمارهٔ ۲۸۳ خوش است بوسه بر آن لعل خط دمیده خوش است
  44. شمارهٔ ۲۸۴ به آب و تاب حسنش عشقباز است
  45. شمارهٔ ۲۸۵ تا چمن از جلوه ات رشک جنان گردیده است
  46. شمارهٔ ۲۸۶ رفتن از خویش به یادش سفر مردان است
  47. شمارهٔ ۲۸۷ چرخ خاکستری از آتش سودای من است
  48. شمارهٔ ۲۸۸ شد دعای ناتوانان تا اجابت گاه راست
  49. شمارهٔ ۲۸۹ از آن، شکفتگی ای بی تو گل به باغ نداشت
  50. شمارهٔ ۲۹۰ چرخ را از تو نکو روی تری یاد کجاست؟
  51. شمارهٔ ۲۹۱ فتاد تا دلم آن مست شوخ و شنگ شکست
  52. شمارهٔ ۲۹۲ از سیه مستی ندانم گل چه و گلشن کجاست
  53. شمارهٔ ۲۹۳ دختر رز خلف سلسلهٔ بیهوشی است
  54. شمارهٔ ۲۹۴ جوش اشکم از شفق بر آسمان خوناب ریخت
  55. شمارهٔ ۲۹۵ همین نه مصرع موزون تراقد دلجوست
  56. شمارهٔ ۲۹۶ با اسیران نازها امروز زنجیر تو داشت
  57. شمارهٔ ۲۹۷ در دیاری که دلم عاشقی آموخته بود
  58. شمارهٔ ۲۹۸ شکرین لعل او مکیدهٔ ماست
  59. شمارهٔ ۲۹۹ دیار غربتم آنجا بود که انجمن است
  60. شمارهٔ ۳۰۰ بیدلی را که گلشن داغ و چمن هامون است

متن اشعار به نقل از گنجور.