پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۸

لعلت مرا به کام دل آب حیات ریخت

گویی خدا ز شیرهٔ جان این نبات ریخت

هنگامه ساز صد چو زلیخا و یوسف است

ته جرعه ای که حسن تو بر کاینات ریخت

نام خدا، لبت رگ ابری است درفشان

از بس گهر زلعل تو حسن نکات ریخت

هندوی چشم شوخ تو از سرخی خمار

امروز رنگ میکده در سومنات ریخت

از حسن سیر مایه مرا در سبوی دل

جویا می نگاه به قصد زکات ریخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۰خامشی با وضع شوخ آن صنم پیوسته است
  2. شمارهٔ ۲۸۱صبحدم خار چمن دامان آن دلجو گرفت
  3. شمارهٔ ۲۸۲هیچگه بی پیچ و تاب این جسم غم فرسوده نیست
  4. شمارهٔ ۲۸۳خوش است بوسه بر آن لعل خط دمیده خوش است
  5. شمارهٔ ۲۸۴به آب و تاب حسنش عشقباز است
  6. شمارهٔ ۲۸۵تا چمن از جلوه ات رشک جنان گردیده است
  7. شمارهٔ ۲۸۶رفتن از خویش به یادش سفر مردان است
  8. شمارهٔ ۲۸۷چرخ خاکستری از آتش سودای من است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.