پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۵

تا چمن از جلوه ات رشک جنان گردیده است

برگ برگ غنچه در وصفت زبان گردیده است

شد پس از مردن غبارم سرمهٔ آوازها

بسکه در هر ذره ام رازی نهان گردیده است

بر سر خاکم هما کسب سعادت می کند

استخوانم تا خدنگت را نشان گردیده است

سرخرویی را مهیا همچو برگ غنچه باش

گر ترا جویا یکی با دل زبان گردیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۷چرخ خاکستری از آتش سودای من است
  2. شمارهٔ ۲۸۸شد دعای ناتوانان تا اجابت گاه راست
  3. شمارهٔ ۲۸۹از آن، شکفتگی ای بی تو گل به باغ نداشت
  4. شمارهٔ ۲۹۰چرخ را از تو نکو روی تری یاد کجاست؟
  5. شمارهٔ ۲۹۱فتاد تا دلم آن مست شوخ و شنگ شکست
  6. شمارهٔ ۲۹۲از سیه مستی ندانم گل چه و گلشن کجاست
  7. شمارهٔ ۲۹۳دختر رز خلف سلسلهٔ بیهوشی است
  8. شمارهٔ ۲۹۴جوش اشکم از شفق بر آسمان خوناب ریخت
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.