پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۳

دختر رز خلف سلسلهٔ بیهوشی است

توبه از می به حقیقت گلهٔ بیهوشی است

آن گرانمایه متاعی که ز خود می جویی

با خبر باش که در قافلهٔ بیهوشی است

پی به مقصد نبرد سلسله برپای شعور

طی این بادیه بر راحلهٔ بیهوشی است

سخنم را نمک از پهلوی مستی باشد

گل تحسین به سر ما صلهٔ بیهوشی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۵همین نه مصرع موزون تراقد دلجوست
  2. شمارهٔ ۲۹۶با اسیران نازها امروز زنجیر تو داشت
  3. شمارهٔ ۲۹۷در دیاری که دلم عاشقی آموخته بود
  4. شمارهٔ ۲۹۸شکرین لعل او مکیدهٔ ماست
  5. شمارهٔ ۲۹۹دیار غربتم آنجا بود که انجمن است
  6. شمارهٔ ۳۰۰بیدلی را که گلشن داغ و چمن هامون است
  7. شمارهٔ ۳۰۱زبان تیغ تو در حشر عذرخواه من است
  8. شمارهٔ ۳۰۲می تواند در نظر نقش خیال یار بست
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.