پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۶

با اسیران نازها امروز زنجیر تو داشت

حلقه از چشم بتان زلف گرهگیر تو داشت

بعد مردن هم نشد کم آتش دل گرچه ریخت

بر سر ما هر قدر آبی که شمشیر تو داشت

شرم را نازم که هر گه چهره ات را می گشود

جنگها با خامهٔ نقاش تصویر تو داشت

یاد ایامی که از هر حلقهٔ زلف کجش

صد کمند آماده جویا بهر تسخیر تو داشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۸شکرین لعل او مکیدهٔ ماست
  2. شمارهٔ ۲۹۹دیار غربتم آنجا بود که انجمن است
  3. شمارهٔ ۳۰۰بیدلی را که گلشن داغ و چمن هامون است
  4. شمارهٔ ۳۰۱زبان تیغ تو در حشر عذرخواه من است
  5. شمارهٔ ۳۰۲می تواند در نظر نقش خیال یار بست
  6. شمارهٔ ۳۰۳آرام تو نشانهٔ هواداران دل است
  7. شمارهٔ ۳۰۴از سوز سینه مغز سرم در گرفته است
  8. شمارهٔ ۳۰۵مهی که مهر رخش در ضمیر ما گرم است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.