پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۰

بیدلی را که گلشن داغ و چمن هامون است

غنچهٔ گلبن امید دل پرخون است

بید بی سرو خوش آینده نباشد در باغ

آری آزادگیی لازمهٔ مجنون است

راستان را نبود ف رق زهم در باطن

مصرع قد تو با سرو به یک مضمون است

لخت خون از مژه دیدم که بدامان می ریخت

لیک از دل خبرم نیست که حالش چون ا ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۲می تواند در نظر نقش خیال یار بست
  2. شمارهٔ ۳۰۳آرام تو نشانهٔ هواداران دل است
  3. شمارهٔ ۳۰۴از سوز سینه مغز سرم در گرفته است
  4. شمارهٔ ۳۰۵مهی که مهر رخش در ضمیر ما گرم است
  5. شمارهٔ ۳۰۶عالم آب است جام می زدست ما شکست
  6. شمارهٔ ۳۰۷آنچه هرگز محرم گوشت نشد داد من است
  7. شمارهٔ ۳۰۸سرمهٔ گردون به چشمم گرد راهی بیش نیست
  8. شمارهٔ ۳۰۹دور از تو درونم همه باغ از گل داغ است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.