پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۸

سرمهٔ گردون به چشمم گرد راهی بیش نیست

پیش ما آتش نژادان، شعله، آهی بیش نیست

نیست بیرون پای دل از حلقهٔ فرمان زلف

با وجود آنکه هندوی سیاهی بیش نیست

هر که در گام نخست عشق از خود می رود

برق پیش همت او گرد راهی بیش نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۰دل از خیال رخت سرخوش ایاغ گل است
  2. شمارهٔ ۳۱۱دل گرفتار است تا گردآور سیم و زر است
  3. شمارهٔ ۳۱۲دلم چو کام هوس زان دو ناب گرفت
  4. شمارهٔ ۳۱۳بر آفتاب عارض او خال مشکبوست
  5. شمارهٔ ۳۱۴پیش اهل دل دهان خنده زخم تن بس است
  6. شمارهٔ ۳۱۵جنس آسایش متاع کشور بیگانگی است
  7. شمارهٔ ۳۱۶محفل صهباپرستان بی نوای ساز نیست
  8. شمارهٔ ۳۱۷تا کمان ابروش از چرب نرمی دلکش است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.