پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۳

بر آفتاب عارض او خال مشکبوست

یا نافهٔ فتاده زآهوی چشم اوست

یادت بخیر باد که مینای دل مرا

چون غنچه از خیال تو لبریز رنگ و بوست

شوقی ز هر سوی بدلم رو نهاده است

در شیشه این می شفقی خوشتر از کدوست

کس را به خوبی خط رخسار او چه حرف

آری هر آنچه سر زند از نیکوان نکوست

جویا مجو زمردم خودبین یگانگی

مردم که دارد آینه در پیش رو دو روست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۵جنس آسایش متاع کشور بیگانگی است
  2. شمارهٔ ۳۱۶محفل صهباپرستان بی نوای ساز نیست
  3. شمارهٔ ۳۱۷تا کمان ابروش از چرب نرمی دلکش است
  4. شمارهٔ ۳۱۸در مشربی که مسلک و منزل برابر است
  5. شمارهٔ ۳۱۹آسوده دلی که بی قرار است
  6. شمارهٔ ۳۲۰نیست چشم همتم برابر نیسان چون صدف
  7. شمارهٔ ۳۲۱تا کام خواهش از می بی غش گرفته است
  8. شمارهٔ ۳۲۲نخل را باد خزان تنها نه عریان کرد و رفت
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.