پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۶

محفل صهباپرستان بی نوای ساز نیست

گرمیی با بزم ما بی شعلهٔ آواز نیست

رنگم از حیرانی دیدار برجا مانده است

طائر تصویر را بال و پر پرواز نیست

اینقدر صوت مغنی چون زند ناخن به دل

حسن مستوری اگر در پردهٔ آواز نیست

خامشی مفتاح قفل بستهٔ دلها بود

تا نبندد لب در فیضی به رویت باز نیست

رازها را جوهر آیینهٔ دل گفته اند

آنچه بتوان بر زبان آورد آنرا راز نیست

سخت می ترسم مبادا دعوی دیگر کند

سحرکاریهای چشم او کم از اعجاز نیست

نالهٔ عاشق بقدر حسن معشوقش رساست

بلبلی با ما در این گلراز هم آواز نیست

می تپد از تنگی میدان دلم در زیر چرخ

هر فضایی در خور پرواز این شهباز نیست

خلعت تحسین بی اندازه را آماده باش

نیست جویا مصرعی اینجا که با آواز نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۸در مشربی که مسلک و منزل برابر است
  2. شمارهٔ ۳۱۹آسوده دلی که بی قرار است
  3. شمارهٔ ۳۲۰نیست چشم همتم برابر نیسان چون صدف
  4. شمارهٔ ۳۲۱تا کام خواهش از می بی غش گرفته است
  5. شمارهٔ ۳۲۲نخل را باد خزان تنها نه عریان کرد و رفت
  6. شمارهٔ ۳۲۳آشوب جهان فتنهٔ ایام همین است
  7. شمارهٔ ۳۲۴تویی که موج می ناب ارغوان لب تست
  8. شمارهٔ ۳۲۵شاهد اقبال در آغوش رندان خفته است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.