پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۵

شاهد اقبال در آغوش رندان خفته است

دولت بیدار زیرپای مستان خفته است

در حقیقت کمتر از شمشیر خوابانیده نیست

وای بر قاتل اگر تیغ شهیدان خفته است

کی تواند ظرف صهبای خیالش گشت دل

یاد چشم مست او در خلوت جان خفته است

دام صد نیرنگ باشد هر خم مرغوله اش

فتنه ها زیر سر زلف پریشان خفته است

چون تواند عقل پیرامون ما گردد که دل

در بر دیوانه شیر در نیستان خفته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۷تب و تاب جگر از شعله رخسارهٔ اوست
  2. شمارهٔ ۳۲۸چو با تو کار دل ای ماهپاره افتاده است
  3. شمارهٔ ۳۲۹حسن رخسار تو موقوف شراب ناب نیست
  4. شمارهٔ ۳۳۰برخاک آنچه از مژهٔ ما چکیده است
  5. شمارهٔ ۳۳۱از لقای مه تسلی دیدهٔ مهجور نیست
  6. شمارهٔ ۳۳۲زاهد از دنیا پی تحصیل سیم و زر گذشت
  7. شمارهٔ ۳۳۳خلوت تن از فروغ جوهر جان روشن است
  8. شمارهٔ ۳۳۴لعل میگون تو تا غارتگر هوش من است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.