پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۳

خلوت تن از فروغ جوهر جان روشن است

آری این مهمانسرا از فیض مهمان روشن است

از گداز تن دل ارباب عرفان روشن است

گرنه باور داری از شمع شبستان روشن است

کی نهان مانند در آفاق صاحب گوهران

استخوان پاک همچون صبح تابان روشن است

عشق در آغوش آفت پرورد عشاق را

شمع ما آزادگان از باد دامان روشن است

زاهد از ظلمت سرای جهل بیرون نه قدم

کز چراغ لاله کهسار و بیابان روشن است

آبیار نخل جرأت نیست جز جیحون عشق

زآتش دلها چراغ چشم شیران روشن است

می فشارد پای همت در ره سوز و گداز

شمع سان آن را که جویا دیدهٔ جان روشن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۵بیخود صهبای حیرت باش می نوشی بس است
  2. شمارهٔ ۳۳۶از موج چین، جبین هر آن کس که ساده است
  3. شمارهٔ ۳۳۷ناخنی گر می زند بر دل نوای سازهاست
  4. شمارهٔ ۳۳۸کم گرفتن عشق را بسیار کافر نعمتی است
  5. شمارهٔ ۳۳۹آرام در مقام رضای خدا گرفت
  6. شمارهٔ ۳۴۰کام دو جهان در قدم زاری دل‌هاست
  7. شمارهٔ ۳۴۱آنکه از داغ فراقت جگرش سوخته است
  8. شمارهٔ ۳۴۲رفتی و حال دل از بسیاری غم درهم است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.