پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۰

کام دو جهان در قدم زاری دل‌هاست

هر کار که شد ساخته از یاری دل‌هاست

بی جلوهٔ دیدار تو بر صفحهٔ امکان

هر مد نگاهی خط بیزاری دل‌هاست

از خویش رهایی مطلب بی‌مدد عشق

آزادی جان‌ها ز گرفتاری دل‌هاست

بی‌قبضه محال است که شمشیر ببرد

بازو قوی از فیض مددکاری دل‌هاست

جویا نگه از درگه دل روی نتابی

اقبال و ظفر در گرو یاری دل‌هاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۲رفتی و حال دل از بسیاری غم درهم است
  2. شمارهٔ ۳۴۳زبان که منصب او پادشاهی سخن است
  3. شمارهٔ ۳۴۴خون دل تا شراب احمر ماست
  4. شمارهٔ ۳۴۵مهربانی با خلایق پاسبان دولت است
  5. شمارهٔ ۳۴۶قسمت هرکس ز نعمت خانه‌اش پیمانه‌ای است
  6. شمارهٔ ۳۴۷سرگرانی زلف جانان با خط شبرنگ داشت
  7. شمارهٔ ۳۴۸دست در کار زن آخر نه ترا کاری هست
  8. شمارهٔ ۳۴۹در حریمش دل و جان باخته می باید رفت
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.