پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۱

آنکه از داغ فراقت جگرش سوخته است

یار اغیار شدن بیشترش سوخته است

اولین گام بود راه به مقصد چون برق

هر که از گرم روی بال و پرش سوخته است

دوری از مال جهان جوی که آسوده شوی

جگر لاله ز پهلوی زرش سوخته است

شعلهٔ آه زلب تا مژه ام را دریافت

عالم هجر نگر خشک و ترش سوخته است

خویش را شمع صفت می دهد از آه به باد

هر که از آتش عشقت جگرش سوخته است

تیر آهم ندهد داد فلک را جویا

مگر از آتش دل بال و پرش سوخته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۳زبان که منصب او پادشاهی سخن است
  2. شمارهٔ ۳۴۴خون دل تا شراب احمر ماست
  3. شمارهٔ ۳۴۵مهربانی با خلایق پاسبان دولت است
  4. شمارهٔ ۳۴۶قسمت هرکس ز نعمت خانه‌اش پیمانه‌ای است
  5. شمارهٔ ۳۴۷سرگرانی زلف جانان با خط شبرنگ داشت
  6. شمارهٔ ۳۴۸دست در کار زن آخر نه ترا کاری هست
  7. شمارهٔ ۳۴۹در حریمش دل و جان باخته می باید رفت
  8. شمارهٔ ۳۵۰در غمت بی طاقتی سیماب آسا جان ماست
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.