پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۰

در غمت بی طاقتی سیماب آسا جان ماست

رفتن از رنگی به رنگی نعمت الوان ماست

تا درون ما خم صهبای صدرنگ آرزوست

بر جگر دندان فشردن نعمت الوان ماست

بسکه برچیدیم با دامن سرشک از چشم تر

مردمک چون لاله داغ گوشهٔ دامان ماست

من غلام آنکه جویا خاک پای قنبرش

قبلهٔ ما کعبهٔ ما دین ما ایمان ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۲آن را که غباری به رخ از تربت طوس است
  2. شمارهٔ ۳۵۳تنها نه در ره تو مرا شمع آه سوخت
  3. شمارهٔ ۳۵۴لقمهٔ بی تلخی و زرد و بالم آرزوست
  4. شمارهٔ ۳۵۵وقت خود را هر که بهر این و آن گم کرده است
  5. شمارهٔ ۳۵۶از بتان مثل تو کافر ماجرایی برنخاست
  6. شمارهٔ ۳۵۷در غم شاه شهیدان زار می باید گریست
  7. شمارهٔ ۳۵۸آه کامشب محتسب آب رخ میخانه ریخت
  8. شمارهٔ ۳۵۹چشم دل بگشا که جوش حسن اوست
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.