پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۸

آه کامشب محتسب آب رخ میخانه ریخت

خون عشرت بر زمین بسیار بیرحمانه ریخت

تا به دام عشق او آرام گیرد مرغ دل

دیده ام از قطره های اشک آب و دانه ریخت

خون آدم ریختن بر خاک پیش خوی اوست

آنقدر آسان که گویی باده در پیمانه ریخت

واله لولی وشی گشتم که چون شد گرم رقص

گرد غم از دل به دست افشاندن مستانه ریخت

شمع قدش جلوه پیراگشت تا در صحن باغ

در رهش گلبرگ ماند پر پروانه ریخت

پیروان عقل از ارباب معنی نیستند

معنیی گر بود جویا در دل دیوانه ریخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۰حاجت هر که گذشت است ز حاجات رواست
  2. شمارهٔ ۳۶۱کجا روم که به دردم رسید و هیچ نگفت
  3. شمارهٔ ۳۶۲مه است روی تو یا آفتاب ازین دو کدام است
  4. شمارهٔ ۳۶۳عالم از جوش بهاران چه بسامان شده است
  5. شمارهٔ ۳۶۴بهر روزی دلم غمین نیست
  6. شمارهٔ ۳۶۵به عاشقان نه از امروز بر سر جنگ است
  7. شمارهٔ ۳۶۶رقص او تنها نه گرم پیچ و تابم کرده است
  8. شمارهٔ ۳۶۷هر دلی کز دست شد پابست اوست
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.