پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۱

کجا روم که به دردم رسید و هیچ نگفت

فغان که نالهٔ زارم شنید و هیچ نگفت

چو دید شوخی شبنم ببرگ گل در باغ

لب از حجاب به دندان گزید و هیچ نگفت

گرفتمش سر راهی به خاک و خون غلطان

رسید بر سرم، آهی کشید و هیچ نگفت

بگفتمش که کباب نگاه کیست دلم

به خنده جا نب من گرم دید و هیچ نگفت

شنید شکوهٔ اغیار را ز من جویا

ز غیر خاطرش از جان رمید و هیچ نگفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۳عالم از جوش بهاران چه بسامان شده است
  2. شمارهٔ ۳۶۴بهر روزی دلم غمین نیست
  3. شمارهٔ ۳۶۵به عاشقان نه از امروز بر سر جنگ است
  4. شمارهٔ ۳۶۶رقص او تنها نه گرم پیچ و تابم کرده است
  5. شمارهٔ ۳۶۷هر دلی کز دست شد پابست اوست
  6. شمارهٔ ۳۶۸چشم از عارض او خون جگر اندودست
  7. شمارهٔ ۳۶۹غافلی کز جور خواهی شیشهٔ دلها شکست
  8. شمارهٔ ۳۷۰عاشقان را با پریشانی ست پیمانی درست
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.