پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۶

رقص او تنها نه گرم پیچ و تابم کرده است

شعلهٔ آواز پرسوزش کبابم کرده است

‏ عشق را نازم که بهر سکهٔ داغ جنون

از همه افراد عالم انتخابم کرده است

با زمین هموار گشتن در ره فقر و فنا

کان کیفیت چو خمهای شرابم کرده است

می فشارد بسکه دل را پنجهٔ مژگان او

پای تر سر اشک ریزان چون سحابم کرده است

اشک در چشمم ز حیرت خشک چون آیینه شد

آتش رخسار او با آنکه آبم کرده است

هر چه می گویی مسلم هر چه می خوانی قبول

دور باش حیرت امشب لاجوابم کرده است

پیش من نبود زمان زندگی بیش از دمی

تا هوایش خالی از خود چون حبابم کرده است

تا بکی جویا غم از بیداد هجرانش خورم

من که یاد عارضش خرد و خرابم کرده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۸چشم از عارض او خون جگر اندودست
  2. شمارهٔ ۳۶۹غافلی کز جور خواهی شیشهٔ دلها شکست
  3. شمارهٔ ۳۷۰عاشقان را با پریشانی ست پیمانی درست
  4. شمارهٔ ۳۷۱شوخ بیدادگری همچو تو در عالم نیست
  5. شمارهٔ ۳۷۲به آب و رنگ حسن او چمن نیست
  6. شمارهٔ ۳۷۳دوش آمد و به روز سیاهم نشاند و رفت
  7. شمارهٔ ۳۷۴شمع گل بر کردهٔ نور چراغ حسن اوست
  8. شمارهٔ ۳۷۵آن نور که هر ذره ازو در لمعان است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.