پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۰

عاشقان را با پریشانی ست پیمانی درست

نقش ما بنشسته با زلف پریشانی درست

حسن شوخش پرده برگیرد اگر از روی کار

در جهان باقی نمی ماند گریبانی درست

عاجز است از عهدهٔ تعمیر او میخانه ها

بسکه رنگم با شکستن بسته پیمانی درست

گرمی خونم گدازد بیضهٔ فولاد را

از تنم نتوان برون آورد پیکانی درست

هرزه گویا خون دل نوشند از آن کاین قوم را

ژاژخایی در دهن نگذاشت دندانی درست

چون کند زورآزمایی پنجهٔ خورشید عشق

کی بسان صبح می ماند گریبانی درست

بسکه کاهید از دل من آنقدر باقی نماند

کاندرو جویا کند جا تیر مژگانی درست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۲به آب و رنگ حسن او چمن نیست
  2. شمارهٔ ۳۷۳دوش آمد و به روز سیاهم نشاند و رفت
  3. شمارهٔ ۳۷۴شمع گل بر کردهٔ نور چراغ حسن اوست
  4. شمارهٔ ۳۷۵آن نور که هر ذره ازو در لمعان است
  5. شمارهٔ ۳۷۶تا لبم همزبان خاموشی است
  6. شمارهٔ ۳۷۷بدکاره رحمت از چه سبب چشمداشت داشت
  7. شمارهٔ ۳۷۸گرداب بحر عشق مرا آشیانه ای است
  8. شمارهٔ ۳۷۹ای خوش آنکس کو گلی از گلشن دل چید و رفت
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.