پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۲

به آب و رنگ حسن او چمن نیست

به خوش حرفی لعل او سخن نیست

به جایی می رسد هر کس ز خود رفت

که امید ترقی در وطن نیست

اگر لعل است اگر یاقوت اگر می

به رنگ آن لب شکرشکن نیست

اگر بر آسمان رفته است خورشید

تکلف برطرف، چون ماه من نیست

اگر شمشاد اگر سرو ار صنوبر

به اندام تو ای گل پیرهن نیست

ز روی گرمت امشب چشم بد دور

تفاوت تا به شمع انجمن نیست

به روی آسمان حسن جویا

سهیلیی همچو آن سیب ذقن نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۴شمع گل بر کردهٔ نور چراغ حسن اوست
  2. شمارهٔ ۳۷۵آن نور که هر ذره ازو در لمعان است
  3. شمارهٔ ۳۷۶تا لبم همزبان خاموشی است
  4. شمارهٔ ۳۷۷بدکاره رحمت از چه سبب چشمداشت داشت
  5. شمارهٔ ۳۷۸گرداب بحر عشق مرا آشیانه ای است
  6. شمارهٔ ۳۷۹ای خوش آنکس کو گلی از گلشن دل چید و رفت
  7. شمارهٔ ۳۸۰آنکه نتوان گشت قربانش پری روی من است
  8. شمارهٔ ۳۸۱تا تو رفتی کار صبرم با جنون افتاده است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.