پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۶

تا لبم همزبان خاموشی است

سخنم ترجمان خاموشی است

نگه عجز بی زبانانت

ترجمان زبان خاموشی است

مأمنی در جهان اگر باشد

کنج دارالامان خاموشی است

جنس آسایشی نمی باشد

ور بود در دکان خاموشی است

خوش عقیقی است لعل کم حرفش

که به زیر زبان خاموشی است

از لب کم سخن ترا امشب

چه نمکها به خوان خاموشی است

حرف و صوتش نیارد از جا برد

گوش دل بر بیان خاموشی است

گره ابروی حیا جویا

مهر درج دهان خاموشی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۸گرداب بحر عشق مرا آشیانه ای است
  2. شمارهٔ ۳۷۹ای خوش آنکس کو گلی از گلشن دل چید و رفت
  3. شمارهٔ ۳۸۰آنکه نتوان گشت قربانش پری روی من است
  4. شمارهٔ ۳۸۱تا تو رفتی کار صبرم با جنون افتاده است
  5. شمارهٔ ۳۸۲از شعاع روی او آفتاب درتاب است
  6. شمارهٔ ۳۸۳آنکه کوه درد را بر آه بی بنیاد بست
  7. شمارهٔ ۳۸۴همچو گلبن غرق خون شد سرو آهم بی‌رخت
  8. شمارهٔ ۳۸۵نونهال من بسی از شاخ گل رعناتر است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.