پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۹

غافلی کز جور خواهی شیشهٔ دلها شکست

می رسد ظالم نخست از موج بر دریا شکست

خنده کمتر کن که می میرد دل از جوش نشاط

می رسد اینجا ز موج بادهٔ مینا شکست

وادیی در خورد شورم نیست در راه طلب

بر کمر کهسار گویی دامن صحرا شکست

زآب کوثر آورد بیرون سبوی خود درست

هر دلی کامروز از اندیشهٔ فردا شکست

تا توان با دشمن سرکش مدارا پیشه کن

بیشتر رنجاند آن خاری که زیرپا شکست

آه کامشب یاد مژگان بلاجوی کسی

خار حسرت در دل غمدیدهٔ جویا شکست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۱شوخ بیدادگری همچو تو در عالم نیست
  2. شمارهٔ ۳۷۲به آب و رنگ حسن او چمن نیست
  3. شمارهٔ ۳۷۳دوش آمد و به روز سیاهم نشاند و رفت
  4. شمارهٔ ۳۷۴شمع گل بر کردهٔ نور چراغ حسن اوست
  5. شمارهٔ ۳۷۵آن نور که هر ذره ازو در لمعان است
  6. شمارهٔ ۳۷۶تا لبم همزبان خاموشی است
  7. شمارهٔ ۳۷۷بدکاره رحمت از چه سبب چشمداشت داشت
  8. شمارهٔ ۳۷۸گرداب بحر عشق مرا آشیانه ای است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.