پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۵

به عاشقان نه از امروز بر سر جنگ است

که کین ما به دلش چون شراره در سنگ است

فتد ز چشم تو بر حلقه های زلف شکست

به سایهٔ خودش این مست بر سر جنگ است

نفاق و تفرقه زیر سر زبان باشد

نوای بزم خموشی همه یک آهنگ است

همیشه جلوهٔ او در لباس بی رنگی است

قبای رنگ به بالای حسن او تنگ است

ز اقربا چه عجب گر پی شکست تواند

که بیشتر خطر آبگینه از سنگ است

کلید موج شرابم بگفتگو آرد

مرا به بزم تو قفل زبان دل تنگ است

شراره ای است که از شوخی و سبک روحی

گه وقار و گرانی به کوه همسنگ است

شمیم لخت دل از آه من جهانگیر است

چو بوی گل که بساط هواش اورنگ است

کسی که ساخته جویا تنش به عریانی

قبای چرخ به اندام همتش تنگ است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۷هر دلی کز دست شد پابست اوست
  2. شمارهٔ ۳۶۸چشم از عارض او خون جگر اندودست
  3. شمارهٔ ۳۶۹غافلی کز جور خواهی شیشهٔ دلها شکست
  4. شمارهٔ ۳۷۰عاشقان را با پریشانی ست پیمانی درست
  5. شمارهٔ ۳۷۱شوخ بیدادگری همچو تو در عالم نیست
  6. شمارهٔ ۳۷۲به آب و رنگ حسن او چمن نیست
  7. شمارهٔ ۳۷۳دوش آمد و به روز سیاهم نشاند و رفت
  8. شمارهٔ ۳۷۴شمع گل بر کردهٔ نور چراغ حسن اوست
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.