پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۷

هر دلی کز دست شد پابست اوست

پای بست حسن بالا دست اوست

سوختن صد داغ بر دل در دمی

کارهای عشق آتش دست اوست

ناوکش جست از دل و من بی خبر

نقد جان مزد صفای شست اوست

نه همین چرخ است ازو در وجد و حال

کف به لب آورده دریا مست اوست

هر که او جویا ز خود وحشت نکرد

راه صحرا کوچهٔ بن بست اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۹غافلی کز جور خواهی شیشهٔ دلها شکست
  2. شمارهٔ ۳۷۰عاشقان را با پریشانی ست پیمانی درست
  3. شمارهٔ ۳۷۱شوخ بیدادگری همچو تو در عالم نیست
  4. شمارهٔ ۳۷۲به آب و رنگ حسن او چمن نیست
  5. شمارهٔ ۳۷۳دوش آمد و به روز سیاهم نشاند و رفت
  6. شمارهٔ ۳۷۴شمع گل بر کردهٔ نور چراغ حسن اوست
  7. شمارهٔ ۳۷۵آن نور که هر ذره ازو در لمعان است
  8. شمارهٔ ۳۷۶تا لبم همزبان خاموشی است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.