پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۴

بهر روزی دلم غمین نیست

گو کمتر باش بیش ازین نیست

کو پادشهی که در پی نام

دستش ته سنگ از نگین نیست

داد از اشکی که نیست خونین

آه از آهی که آتشین نیست

سرزندهٔ عشق همچو شمعم

داغم پنهان در آستین نیست

دارد همه جا چو آینه روی

بر لوح جبین هر که چین نیست

غیر از دل بیقرار جویا

ویرانهٔ پادشه نشین نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۶رقص او تنها نه گرم پیچ و تابم کرده است
  2. شمارهٔ ۳۶۷هر دلی کز دست شد پابست اوست
  3. شمارهٔ ۳۶۸چشم از عارض او خون جگر اندودست
  4. شمارهٔ ۳۶۹غافلی کز جور خواهی شیشهٔ دلها شکست
  5. شمارهٔ ۳۷۰عاشقان را با پریشانی ست پیمانی درست
  6. شمارهٔ ۳۷۱شوخ بیدادگری همچو تو در عالم نیست
  7. شمارهٔ ۳۷۲به آب و رنگ حسن او چمن نیست
  8. شمارهٔ ۳۷۳دوش آمد و به روز سیاهم نشاند و رفت
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.