پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۰

حاجت هر که گذشت است ز حاجات رواست

دست برداری اگر از سر خود دست دعاست

مهر رویش به دل افزود زپهلوی دو زلف

عکس مه چون دوشبه گشت در آیینه دوتاست

مسلک عشق بود هادی ارباب طلب

جاده هم راهروان را ره و هم راهنماست

نوبهار است و دل بی سر و سامان مرا

چهچه بلبل و خندیدن گل برگ و نواست

ما که چون غنچه زبان و دل ما هر دو یکی است

از تو ای شوخ به ما طعن دو رنگی رعناست

زهر قاتل به مناقش شکرناب شود

هر که او ساخته با عالم تسلیم و رضاست

شکر و صد شکر که چون گرد یتیمی گهر

کلفتی برد اگر ره به دلم عین صفاست

روشن از اشک بود دیدهٔ عاشق جویا

چشم حیرت زدهٔ آینه را آب جلاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۲مه است روی تو یا آفتاب ازین دو کدام است
  2. شمارهٔ ۳۶۳عالم از جوش بهاران چه بسامان شده است
  3. شمارهٔ ۳۶۴بهر روزی دلم غمین نیست
  4. شمارهٔ ۳۶۵به عاشقان نه از امروز بر سر جنگ است
  5. شمارهٔ ۳۶۶رقص او تنها نه گرم پیچ و تابم کرده است
  6. شمارهٔ ۳۶۷هر دلی کز دست شد پابست اوست
  7. شمارهٔ ۳۶۸چشم از عارض او خون جگر اندودست
  8. شمارهٔ ۳۶۹غافلی کز جور خواهی شیشهٔ دلها شکست
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.