پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۷

در غم شاه شهیدان زار می باید گریست

روز و شب با دیدهٔ خونبار می باید گریست

می کند اغیار منع گریه در یاد حسین

غم دو چندان شد کنون بسیار می باید گریست

سهل باشد گر کنارت تر شد از جوش سرشک

خون دل هم رنگ دریابار می باید گریست

همچو آن ظرف سفالینی که نم بیرون دهد

با همه اعضا در این غم زار می باید گریست

کی تواند چشم تر آبی زند بر آتشم

با دلی از خون غم سرشار می باید گریست

کم نبود این فتنه کز وی زاد بر روی زمین

مادر ایام را بسیار می باید گریست

همچنان کز غنچه ها جویا فتد شبنم بخاک

هر سحرگه با دل افگار می باید گریست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۹چشم دل بگشا که جوش حسن اوست
  2. شمارهٔ ۳۶۰حاجت هر که گذشت است ز حاجات رواست
  3. شمارهٔ ۳۶۱کجا روم که به دردم رسید و هیچ نگفت
  4. شمارهٔ ۳۶۲مه است روی تو یا آفتاب ازین دو کدام است
  5. شمارهٔ ۳۶۳عالم از جوش بهاران چه بسامان شده است
  6. شمارهٔ ۳۶۴بهر روزی دلم غمین نیست
  7. شمارهٔ ۳۶۵به عاشقان نه از امروز بر سر جنگ است
  8. شمارهٔ ۳۶۶رقص او تنها نه گرم پیچ و تابم کرده است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.