پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۶

از بتان مثل تو کافر ماجرایی برنخاست

خان و مان بر هم زنی شوخ بلایی برنخاست

بر سر کوی تو چندانی که نالیدم به درد

هیچ از کهسار تمکینت صدایی برنخاست

شب که راهش از خیالت بر دم شمشیر بود

پای دل لغزیید و از کس های هایی برنخاست

بر در دلهای مردم حلقهٔ الفت زدم

زان میان هرگز صدای آشنایی برنخاست

بر در دلهای مردم حلقهٔ الفت زدم

زان میان هرگز صدای آشنایی برنخاست

طینت پروانه و من گویی از یک عالم است

هرگزم در سوختن از لب صدایی برنخاست

دوستان داد از سبکرفتاری عهد شباب

شد به نیرنگی کز او آواز پایی برنخاست

گر زسامان بگذری کارت بسامان می شود

تا نشد عریان ز برگ از نی نوایی برنخاست

تاکنون جویا پی تاراج دل چون شوخ من

جنگجویی آفتی عاشق جفایی برنخاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۸آه کامشب محتسب آب رخ میخانه ریخت
  2. شمارهٔ ۳۵۹چشم دل بگشا که جوش حسن اوست
  3. شمارهٔ ۳۶۰حاجت هر که گذشت است ز حاجات رواست
  4. شمارهٔ ۳۶۱کجا روم که به دردم رسید و هیچ نگفت
  5. شمارهٔ ۳۶۲مه است روی تو یا آفتاب ازین دو کدام است
  6. شمارهٔ ۳۶۳عالم از جوش بهاران چه بسامان شده است
  7. شمارهٔ ۳۶۴بهر روزی دلم غمین نیست
  8. شمارهٔ ۳۶۵به عاشقان نه از امروز بر سر جنگ است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.