پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۵

وقت خود را هر که بهر این و آن گم کرده است

دلبر بسیار شرین تر ز جان گم کرده است

نیستش در هیچ یک از حلقهٔ الفت قرار

این دل آواره مرغ آشیان گم کرده است

گشت افزون نخوت شیخ از هجوم اهل شهر

خویش را در اینقدر مردم چسان گم کرده است

از دلایل داده زاهد مسلک حق را زدست

ره چو تار سبحه در سنگ نشان گم کرده است

جز شکست ما ضعیفانش دمی آرام نیست

عشق جویا چون همای استخوان گم کرده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۷در غم شاه شهیدان زار می باید گریست
  2. شمارهٔ ۳۵۸آه کامشب محتسب آب رخ میخانه ریخت
  3. شمارهٔ ۳۵۹چشم دل بگشا که جوش حسن اوست
  4. شمارهٔ ۳۶۰حاجت هر که گذشت است ز حاجات رواست
  5. شمارهٔ ۳۶۱کجا روم که به دردم رسید و هیچ نگفت
  6. شمارهٔ ۳۶۲مه است روی تو یا آفتاب ازین دو کدام است
  7. شمارهٔ ۳۶۳عالم از جوش بهاران چه بسامان شده است
  8. شمارهٔ ۳۶۴بهر روزی دلم غمین نیست
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.