پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۴

لقمهٔ بی تلخی و زرد و بالم آرزوست

همچو گندم یک دهن نان حلالم آرزوست

تا برون آید عیار من زنقصان چون هلال

تربیت در خدمت اهل کمالم آرزوست

نکته‌سنجی با زبان خامشی دل می‌برد

قال قال مجلس ارباب حالم آرزوست

محفل‌آرای شبستان خیالش می‌شوم

بی‌تکلف صحبت بی قیل و قالم آرزوست

تا تواند گرد کلفت پاک برد از سینه‌ام

می فروشان جام صهبای زلالم آرزوست

برندارم از گریبان دست در هجران یار

در کف امّید دامان وصالم آرزوست

آرزوی شاهد و می بود جویا تاکنون

بعد از این از هر چه کردم انفعالم آرزوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۶از بتان مثل تو کافر ماجرایی برنخاست
  2. شمارهٔ ۳۵۷در غم شاه شهیدان زار می باید گریست
  3. شمارهٔ ۳۵۸آه کامشب محتسب آب رخ میخانه ریخت
  4. شمارهٔ ۳۵۹چشم دل بگشا که جوش حسن اوست
  5. شمارهٔ ۳۶۰حاجت هر که گذشت است ز حاجات رواست
  6. شمارهٔ ۳۶۱کجا روم که به دردم رسید و هیچ نگفت
  7. شمارهٔ ۳۶۲مه است روی تو یا آفتاب ازین دو کدام است
  8. شمارهٔ ۳۶۳عالم از جوش بهاران چه بسامان شده است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.